X
تبلیغات
پیرامام- سه فرزند امام موسی کاظم (ع) - شجره نامه سه فرزندان امام موسي (ع)

پیرامام- سه فرزند امام موسی کاظم (ع)

معرفی امامزاده

شجره نامه سه فرزندان امام موسي (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا سید ابراهیم بن کاظم(ع)

السلام علیک یا سید محمد بن کاظم(ع)

السلام علیک یا سید احمدبن کاظم(ع)

جهت اطلاع زائران حرم مطهر سه فرزند امام موسی کاظم(ع) از چگونگی به شهادت رسیدن سیدهای بزرگوار سید ابراهیم،سیدمحمد و سید احمد بن کاظم علیهم سلام که علی الظاهر در سن جوانی به شهادت رسیداند از اصل شجره نامه آن سیدهای بزرگوار متنی را انتخاب کرده ایم که آن را در زیر می آوریم:

«باب در ذکر احول حضرات منبع سادات معصوم و مظلوم سید ابراهیم و سید محمد و سید احمد بن امام همام امامزاده کاظم بن امام بر حق امام موسی کاظم بن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام زین العابدین بن امام حسین بن امام انس و جن امیر المؤمنین امام متقین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین بعد از وفات پدر بزرگوارشان این هر سه امامزاده از بغداد قدیم بیرون آمدند و عزم زیارت عموی بزرگوارشان کردند یعنی حضرت امام علی موسی الرضا علیه سلام و چون به قلعه نهاوند رسیدند حاکم آن قلعه گبری بود از دشمنان خاندان اهل بیت بود و چون واقف گردید ایشان را گرفت و حبس کرد خبر به خلیفه فرستاد و ایشان را بدست رئیس ایران ملک نهاوندی سپرد پس آن شاهزادهگان را به منزل آورد باندرون خانه حبس کرد و چون شب برآمد ایشان به گریه درآمدند و آن رئیس را زنی صالحه و مستوره بود و در دل محبت اهل بیت بود برخواست باندرون زندان آمد و گفت هزار جان من فدای پدر و مادر شما باد برخیزید تا شما را از این قلعه بیرون کنم و جان خود را فدای شما کنم امیدوار هستم که فردا در نزد جدّ بزرگوار خود مرا شفاعت کنید و ایشان را برداشت و از بام قلعه بیرون کرد و برفتند و چون صباح شد رئیس به خانه آمد و اثری از ایشان پیدا نبود و سوار شد از عقب ایشان بتاخت و چون به پلیسان رود رسید اسبش آماسیده شد (خسته شد ، ورم كرد )و از آنجا پیاده باز پس آمد وزن خود را در زیر شکنجه درآورد و مجروح ساخت و آن زن روی خود را بسوی آسمان کرد و مناجات کرد و گفت بار خدایا به حرمت اهل بیت رسولت که مرا از تلخی جان کندن نجات ده و موت را بر من آسان کن آنگاه دعای او به اجابت رسید و فرمان شد که درهای آسمان گشاده شد و پرده از پیش روی او برداشتند و بهشت در نظرش در آوردند و حوران بهشت به استقبال روح وی آمدند و جان او را بحق تسلیم گردانید و چون این خبر به خلیفه لعنه الله علیه رسید عبید الله علیه العنه شامی را از عقب شاهزادگان فرستاد بمدت ده روز بالگاء(مِلك) زز و مارون من اعمال همایون کوه رسیده خود بدایشان رسید و درویش حسین انصاری لـله ایشان بود و آن مردی مسن بود و از عقب شاهزادگان می رفت و او را شهید کردند و بشاهزادگان رسید و ایشانرا نیز به قتل رسانید انا لله واناالیه راجعون و سرهای نورانی ایشان را از قلعه بدن جدا کرد و چون بنهاوند رسید درآن موضع به خواب رفت بتقدیر ربانی عقربی بیامد و سر قضیب(عضوي از بدن) او را بگزید و داخل در جهنم شد و سرهای شاهزادگان را ملائکه آوردند و باتنهای پیوستند و فغان و زاری از ملکوت آسمان و زمین برآمد و بر حال آن سه جوان بگریستند و اهل آن دیار چون واقف گردیدند و بیامدند و ایشانرا زیارت کردند و در همان موضع دفن کردند و نمازگاهی درآنجا بنا کردند تا که حضرت شاه دین سید ابراهیم ابوالحسن خراسانی علیه الرحمه ظهور کرد و بمدت هجده سال در ولایت جبل ستان دارالیهود محاربه میکرد تا ایشانرا در دین اسلام مشرف گردانید و برخواست به همراه حضرات سید محمد امامی ومحمود فظاله و احمد فظاله رحمه الله عمرانی با جمیع اولیاء الله بزیارت آن امام زادگان آمدند و به مدت دوازده یوم بر سر تربت ایشان به تلاوت قرآن مجید اشتغال میداشتند وشیخ پیرعلی کوچک را متولی آن آستانه ملایک آشیانه کردند و شش دانگ آن موضع را تمام و کمال با حدود چهارگانه حد اول از آب آستان های آبی دو جانب رودخانه تا رخ برخ برنجه و مزرعه هربند و به دیار چکان رخ برخ تا درآید به سنگ شترپشت تا درآید به چشمه گازرخوانی تا رخ برخ با آن تمامی از کوه تا رود از آبشخوار و علفخوار بخرید حضرت شاه دین وارث آل طه و یس سلطان ابوالحسن خراسانی از رئیس قاسم بن رئیس داوود ززی به مبلغ سه هزار و پانصد عدد تنکه نقره رایج ویکرأس استر جلد (اسب تند رو) بخرید و در تحت تصرف خود در آورد و بر مزار شاهزادگان واجب التعظیم وقف گردانید به جهت صادرین و واردین بذل شود کسانیکه به زیارت ائمه آیند و شیخ پیرعلی را در خرید و فروخت املاکات موصوفه دخلی نیست و نرسد احدی را درهیچوجه من الوجوه ادعایی بر املاکات موصوفه نبوده و نیست و دعوی کننده آن بلعنت خدا و نفرین ملائکه گرفتار باشد و لهذا مقرر آنکه شیخ مزبور در ضبط محصولات املاکات موصوفه مجد و ساء بوده و آنچه همه ساله بعمل آید بخرج صادر و وارد و تعمیر مسجد جدول نمایند و دست غیری را در آن املاکات متصرف نگرداند و هرگاه احدی دعوای غیر حق بر املاکات موصوفه دعوا نماید به عهده حاکم شرع و عرف آنوقت مقرر است که دست تعدی ظالمان را کوتاه گرداند تا فردا در یوم العرصات قیامت رستگار و امیدوار بشفاعت محمد المصطفی صلی الله علیه وآله وائمه هدی علیهم السلام گردد واهالی و کدخدایان و کلانتران محال ززوچهار ده مایه رود و شاد رود وفور اقرار با خدا و رسول خدا کردند و بشرط شرعی برخود لازم و جازم نمودند جفت گاوی جرپی پنج قفیز غله و هر سر مگسی یک چنگ عسل به در آستانه متبرکه بیاورند حضرت ابوالحسن از شما راضی باد و برکت و برکت و بر کسب و کار شما خدای تعالی بر کار و کسب ایشان برکت کناد و دیگر حضرت شاه ابوالحسن علیه رحمه فرمود که ای محبان ومولایان ما این روضه قبله حاجات است و هرکه را حاجتی باشد به اخلاص درست التجابدین روضه مقدسه او رود و حاجت خود را عرض کند حضرت قاضی الحاجات ببرکت محمد و اهل بیت حاجتش را برآورده گرداند و هر که شک آورد از دنیا و آخرت محروم است و بر پادشاهان و حکام و امرایان و وزرا و کدخدایان و ارباب اهالی واجبه که حرمت خادمان این آستانه بدارند ورفع ظلم و ستم بیجا از سر متولیان نمایند و نذر و وظیفه خود را بدیشان برسانند که خدای تعالی بر مال و دولت و اولاداشان برکت و سفقت کند و این امامزادگان شاهان حاجت اند و معصومند و طمع درجا و منزل ایشان کردن هم در دنیا وهم در آخرت تباه کاریست و کسانیکه از آنجا عبور می نمایند به طریق ادب گذرند و در حوالی آن معصومان چهار پا مچرانند و الله اعلم بالصواب.» «تحریر فی شهر صفر ختم بالخیر و الظفر سنه ششصد و هشتاد و پنج بخط العبدالضعیم حسن زاهد گیلانی غفرالله ذنوبه»

در پایان لازم بذکر است که بالغ بر پانصد نفر که شجرنامه مذکور را رؤیت کرده اند جهت گواهی بر معتبر بودن آن در پایین شجره نامه دست خطی به رشته تحریر درآوردند و امضاء و مهر کرده اند.

« التماس دعای خیر»

« تهیه کننده گان : خادمين حرم مطهرسه فرزند امام موسي كاظم(ع) »

20 ارديبهشت 1387 هجري شمسي

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:52  توسط خادمی- بچه های پیرامام  |